X
تبلیغات
رایتل

ღ ஜღ عاشقانه های من برای توღ ஜღ
پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزند... 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

 

 

 

گذشت زمان برای آنان که در انتظارند بسیار کند برای آنان که می هراسند بسیار تند برای کسانی که زانوی غم به بغل میگیرند بسیار طولانی و برای کسانی که سرخوشند بسیار کوتاه است اما برای کسانی که عشق می ورزند ..آغاز و پایانی نیست و زمان تا ابدیت ادامه دارد . ویلیام شکسپیر

######

باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد

######

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی / شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

######

گه اشک ریختن در فراغش گناهه اگه بغض کردن وقت رفتنش گناهه اگه احساس تنهائی کردن در نبود اون گناهه اگه با خیال اون به سر بردن گناهه پس روی قبرم بنویسید گناهکارترین آدم روی زمین اره عزیزهر شب صدایت در گوشم زمزمه می شه ونگاهت در ذهنم مجسم می شه ولی من تو را می خواهم نه خیالت را می دونم تو هنوز باور نکردی که من بتونم منتظرت بمونم ولی باید بهت بگم تو هنوز من و نشناختی فقط اینا بدون که من حتی حاضرم نفس هایم راهم برای بودن وادامه های نفس های تو بدم

######

تورادرزندان دلم محکوم می کنم تادردادگاه عشق اعتراف کنی که دوستم داری.

######

زندگی کتابی است پرماجرا،

هیچگاه انرا به خاطر یک ورقش دور نینداز

######

تنها پاداش عشق، تجربه‌ی عاشقی است

######

حقیقت از همه چیز پایدارتره، اما همیشه پشت یک نقابه. ..،

نقابی که بودن یا نبودنش دست خود آدماس

######

چرا غمگینی؟عاشق شدم!!!!

آیا عشق شیرین است؟بله....شیرین تر از زندگی!!!!

چرا تنهایی؟ویژگی عاشق هاست!!!!

لذت تنهایی چیست؟فکر به او و خاطرات او!!!!

چرا می روی؟برای اینکه او رفت!!!!

دلت کجاست؟پیش او!!!!

قلبت کجاست؟او برده!!!!

پس حتما بی رحم بوده؟نه...اصلا!!!!

چرا؟چون باز هم او را می پرستم
 
######

فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد

پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست

######

پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست .....

هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی

هنر کردی
 
######

مرد به کرات عشق میورزد، اما کم. زن به ندرت، اما بسیار.

######

سلام به قاصدکهای خبر رسان که محکوم به خبرند

و سلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند

و سلام به تو که محکوم به دوست داشتنی...!

######

اونروز که فریاد زدی دوستت دارم  گفتم بلندتر نمی شنوم

ولی امروز که توی گوشم آروم گفتی دیگه دوستت ندارم گفتم :آروم بگو بقیه میشنوند

######

کاشکی در کوچه های کودکی گم میشدم    

                                           هم صدای قاصدکهای تکلم میشدم

می نشستم زیر آواز سپید چلچله          

                                           بار دیگر خیس باران ترنم میشدم

زندگی را میدویدم تا فراسوی امید           

                                          تا که در چشم تماشا یک توهم میشدم

آرزو میچیدم از رنگین کمان شاپرک           

                                         باز هم در جنگل پروانه ها گم میشدم

کوچ میکردم از این تنهایی خاکستری          

                                        باز هم همسایه لبخند مردم میشدم

کودکی آن سوی حسرت چشم در راه من است     

                                       کاشکی در کوچه های کودکی گم میشدم

######

دختر زیبایی بود. پشت پنجره بود. او هم نگاه پسر میکرد. نگاهش که ادامه داشت پسر جرأت کرد. اشاره کرد که دختر بیرون  بیاید. دختر لبخند زد.

بعدا پسر فهمید چه لبخند تلخی است. نگاه هم  میکردند. پسر این

پا و آن پا کرد. سه بار تا سر کوچه رفت و برگشت. باز با

دست اشاره کرد  که  دختر بیرون بیاید. صورت دختر

گرد و معصومانه بودکاغذ مچاله شده ای را از پنجره  

بیرون انداخت. رویش نوشته شده بود:
  از من بگذر...چون نمیتوانم

.::من فلج هستم::.

######

بالهای استعاری

 

خسته ام از آرزوها،آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی،بال های استعاری

لحظه های کاغذی را روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی،زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین،پله های رو به پایین

سقف های سرد و سنگین،آسمانهای اجاری

با نگاهی سر شکسته،چشمهای پینه بسته

خسته از درهای بسته،خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده

خنده های لب پریده،گریه های اختیاری

عصر جدولهای خالی،پارکهای این حوالی

پرسه های بی خیالی،نیمکتهای خماری

سرنوشت روزها روی هم سنجاق کردم:

شنبه های بی پناهی،جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی،باد خواهد برد باری

روی میز خالی من،صفحه ی باز حوادث

در ستون تسلیت ها نامی از ما یادگاری

 

قیصر امین پور

 

######

 

گمگشته 

من به مردی وفا نمودم و او

پشت پا زد به عشق و امیدم

هر چه دادم به او حلالش باد

غیر از آن دل که مفت بخشیدم

دل من کودکی سبکسر بود

خود ندانم چگونه رامش کرد

او که می گفت دوستت دارم

پس چرا زهر غم بجامش کرد 

اگر از شهد آتشین لب من

جرعه ای نوش کرد و شد سرمست

حسرتم نیست زآنکه این لب را

بوسه های نداده بسیار است

باز هم در نگاه خاموشم

قصه های نگفته ای دارم

باز هم چون به تن کنم جامه

فتنه های نهفته ای دارم 

باز هم می توان به گیسویم

چنگی از روی عشق ومستی زد

باز هم می توان در آغوشم

پشت پا بر جهان هستی زد

باز هم می دود به دنبالم

دیدگانی پر از امید و نیاز

باز هم با هزار خواهش گنگ

می دهندم بسوی خویش آواز 

باز هم دارم آنچه را که شبی

ریختم چون شراب در کامش

دارم آن سینه را که او می گفت

تکیه گاهیست بهر آلامش

زانچه دادم به او مرا غم نیست

حسرت و اضطراب و ماتم نیست

غیر از آن دل که پر نشد جایش

بخدا چیز دیگرم کم نیست 

کو دلم کو دلی که برد و نداد

غارتم کرده، داد می خواهم

دل خونین مرا چکار آید

دلی آزاد و شاد می خواهم

دگرم آرزوی عشقی نیست

بی دلان را چه آرزو باشد

دل اگر بود باز می نالید

که هنوزم نظر باو باشد

او که از من برید و ترکم کرد

پس چرا پس نداد آن دل را

وای بر من که مفت بخشیدم

دل آشفته حال غافل را

فروغ فرخزاد

######

 

[ یکشنبه 18 آذر‌ماه سال 1386 ] [ 10:42 ب.ظ ] [ الی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

برای آمدنت گل چیدم و برای رفتنت اشک ریختم چه باشکوه آمدی و چه بی خیال رفتی.........
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 123620